تبليغاتX
چه خون افتاددردلها...!

تو رفته ای و هنوز

-درخودم-

پیراهن گلی ات را می بویم

شایدبهاری

درمن بروید.

+ تاريخ چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 18:39 نويسنده شیواصارمی |

ازنگاههایت

آویزان می شوم

وپشت چراغ قرمزچشمهایت

می مانم

دیگر

فرصت رویشی و

گذری نیست!

 

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 2:16 نويسنده شیواصارمی |

 

 

عاشقاخیزکامدبهاران...

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 11:41 نويسنده شیواصارمی |

اگرتاریخ گرایی نووماتریالیسم فرهنگی تااین حدنقاط مشترک دارند،پس چگونه می توانیم آنهاراازیکدیگرمتمایزکنیم؟یکی ازنشانه هایی که آنهاراازهمدیگرمتمایز می کنداهمیت نقشی است که براندازی،یامخالفت،درهریک ازآنهابرعهده دارد.برای مثال یکی ازماتریالیستهای فرهنگی به نام (آلن سین فیلد)مدعی است آثارتاریخ گرایان نوباارائه ی یک الگوی(( بسته))ازفرهنگ،جایی برای عمل اثربخش ودگرگونی باقی نگذاشته است.

اگرچه اصطلاح تاریخ گرایی نوپیش ترنیز به کاررفته بود،امامعنای فعلی این اصطلاح درسال۱۹۸۲پدیدآمد،سالی که منتقدمشهورتاریخ گرای نو(استفن گرین بلات)این اصطلاح رابه کارگرفت تانوشته های متاخرخودودیگران درباره آثاردوره ی رنسانس رامعرفی کند.اغلب مفسران ریشه ی این اصطلاح رابه ۱۹۸۰بازمی گردانند.بااین حال تاریخ گرایی نوزمانی مصطلح شدکه (گرین بلات)کتابش به نام (شکل دادن به خوددرعصررنسانس:ازمور تاشکسپیر))رامنتشرکردویکی دیگرازتاریخ گرایان نوبه نام (لویی مونتروز)مدعی شدقدرت درژانرچوپانی{پاستورال}هم حضوردارد،ژانری که معمولا"بااعمال قدرت هیچ وجه مشترکی نداشت.مونتروزبه پیروی ازفوکوکه معتقدبود((مناسبات اجتماعی،درذات خودمناسبات قدرت هستند.))درمقاله ی ((الیزا،ملکه ی چوپانان،وچوپانی قدرت))نقش ادبیات چوپانی دوره ی الیزابتی رادر((میانجی گری نمادین مناسبات اجتماعی))بررسی کرد.

درکتاب شکل دادن به خوددرعصررنسانس:ازمور تاشکسپیر(که گرین بلات درآن شیوه ی نقدخودرا((بوطیقای فرهنگ))معرفی میکندودرپایان دهه ی ۱۹۸۰دوباره به این شیوه روی می آورد)می خوانیم((به نظرمی رسددرقرن۱۶نسبت به این موضوع که فرایندشکل گیری هویت انسانی،فرایندی قابل دخل وتصرف وساختگی است خودآگاهی فزاینده ای وجوددارد.))امااین بدان معنانیست که برای انسان های دوره ی رنسانس این امکان وجودداشته که هویتی واقعا"مستقل برای خودبسازند-یادرواقع خودشان راکامل ووبه گونه ای اصیل بسازند.

+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 11:46 نويسنده شیواصارمی |

هنگامی که منتقدان ادبی پذیرفتندفرهنگ چیزی ساختگی وتصنعی است دوشیوه ی عمده ی نقدراپدیدآوردند:تاریخ گرایی نوکه ازامریکاآغازشده وبطورکلی امریکایی نیزباقی مانده است،وماتریالیسم فرهنگی که عمدتا"بریتانیایی بوده وهست.

پیش ازآن که این دوروش راجداگانه تشریح کنیم اجازه بدهیدآنچه راکه بین این دومشترک است روشن سازیم.اولا"هردویشان ترکیبی ازمارکسیسم ودیدگاههای پساساختارگرادرباره ی خود،گفتمان،وقدرت رابه مطالعه ی سنتی ادبیات رنسانس،خاصه آثارشکسپیرواردساختند.دراین میان تاریخ گرایی نوبه پساساختارگرایی(فوکو یی)وتمرکزبرقدرت(بامعنای فوکو یی آن)برگفتمانهای حامل قدرت،برشکل گیری هو یت وچیزهایی ازاین قبیل تمایل بیشتری دارد.ازسوی دیگرماتریالیسم فرهنگی بیشتربه نگره ی مارکسیستی ریموندویلیامز(که اصطلاح ماتریالیسم فرهنگی رانخست در۱۹۷۷ودرکتابش به نام مارکسیسم وادبیات وضع کرد)گرایش داردوتاکیداوبرنقش نهادتاوبرامکانهای براندازی(یابه زعم برخی ماتریالیستهای فرهنگی،مخالفت)رامی پذیرد.

روشن است که تاریخ گرایی نووماتریالیسم فرهنگی باتوجه به چنین پیش زمینه ی فکری ای ،استقلال ونبوغ فردی مولف واستقلال اثرادبی راردمی کنندومتون ادبی رااززمینه ی تاریخی شان کاملا"جدایی ناپذیرمی دانند.آنهانقش مولف رابه هیچ روانکارنمی کنندامامعتقدندمولف دربهترین حالت تنهاتااندازه ا ی برنقش خودکنترل داردوبیش تر شرایط تاریخی است که تعیین کننده ی نقش مولف است.همانگونه که استفن گرین بلات،معروفترین منتقدتاریخ گرایی نومی نویسد:((اثرهنری محصول تعاملات آفریننده یاطبقه یاآفرینندگان است که مجموعه ای پیچیده ازقراردادها-نهادها-وکردارهای مشترک دارند)).درنتیجه متن ادبی همواره بخشی ازنظام وسیع ترفرهنگی-سیاسی-اجتماعی واقتصادی است.متن ادبی علاوه برآنکه بالحظه ی تاریخی آفرینش اش مرتبط است مستقیما"باتاریخ نیزسروکاردارد.

برخلاف آنچه که نقدسنتی انگلیسی-امریکایی استدلال کرده بود(وهنوزمی کرد)متن ادبی اززمان ومکان خودفراترنمی رودبلکه ساختاری است زبانی که محدودبه زمان ومکان است وبه نحوی ازانحاهمواره سیاسی است.ازآنجاکه متن ادبی ضرورتا"بایک گفتمان یایک اید‌ئولوژی پیونددارد پس می تواندوسیله ی انتقال قدرت هم باشد.درنتیجه ادبیات درست مانندهرمتن دیگرنه تنها مناسبات قدرت رامنعکس می کند بلکه درتحکیم ویا ساختن گفتمان ها ونظریه های فعالانه مشارکت دارد.

درست همانگونه که درساختن هویت ها،نه تنهادرسطح فرد(سوژه)بلکه درسطح گروه یاحتی درسطح ملی نیزکارکرددارد.ادبیات صرفا"محصول تاریخ نیست،بلکه فعالانه درساختن تاریخ مشارکت دارد.تاریخ گرایان نووماتریالیست های فرهنگی،متون ادبی رادسته ی خاصی ازمتون متعالی وغیرتاریخی نمی دانند-حتی اگرادبیات به لحاظ شکلی ازآن متون متمایزباشد-بنابراین آنگونه که به متون غیرادبی می اندیشندبه همان شیوه نیزمتون ادبی رابررسی می کنند.تاریخ گرایان نووماتریالیستهای فرهنگی باتوجه به اهداف خاصشان-که ردگیری وآشکارکردن مناسبات قدرت وفرایندهای ساخته شدن ایدئو لوژی وفرهنگ است-میان ادبیات ومتون غیرادبی تفاوت چندانی نمی گذارند.دراینجامتون غیرادبی می تواننددینی،سیاسی،تاریخی،یامحصول خرده فرهنگ های حاشیه ای باشندکه تاکنون نادیده گرفته شده اند.درآخر،به اعتقادآنهافرهنگ،که شامل کلیه ی اعتقادات وارزشهاست،یک برساخته است ودرنتیجه،تاریخ گرایان نووماتریالیستهای فرهنگی تصدیق می کنندکه نظریات خودشان نیزقطعا"برساخته وجعلی است وبنابراین می تواندشالوده شکنی شود.امااین باعث نمی شودکه آنها ازاتخاذموضع سیاسی پرهیزکنند.انگیزه ی تاریخ گرایان نووماتریالیستهای فرهنگی ازاتخاذدیدگاه سیاسی،مخالفت بامحافظه کاری دهه ی ۱۹۸۰ است(سالهای ریاست جمهوری ریگان درایالات متحده ودوره ی نخست وزیری تاچردربریتانیا).

مشهورترین منتقدتاریخ گرای نو(کترین گلگر)معتقداست بایدتفکرتاریخ گرایی نووماتریالیسم فرهنگی رادنباله ی بی چون وچرای چپ جدید دهه ی۱۹۶۰درنظرگرفت.همانگونه که بعدا"خواهیم گفت هیچ یک ازتاریخ گرایان درعمل این ادعارانمی پذیرند.  ادامه دارد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع ومآخذ:

1-abrahams m.h.(2000)the Deconstructive Angel in David lodge and Nigelwood(eds

2-Handke Peter(1977)Three by  peter Hanndke-Newyork:Avon(1970)

3-Queer Theory 1997-Annamarie Jagoe

4-Cultural Politics-Queer Reading-1994 Alan Sinfiel

۵-نظریه های ادبی-هانس برتنس-ترجمه محمدرضاابوالقاسمی

۶-پست مدرن-سیمون مالپاس-ترجمه:دکترحسن احسانی

۷-مدرن وپست مدرن-پروفسوررابرت لاک(به زبان آلمانی)

۸-نقدسنتی اماپیچیده تر،-تری کسل(به زبان فرانسوی)

۹-مارکسیسم ونقدادبی-ترجمه ی علی اکبرمعصوم بیگی

۱۰-ایدئولوژی-ترجمه ی علی اکبرمعصوم بیگی

۱۱-درآمدی برساختارگرایی درادبیات-ترجمه ی فرزانه طاهری

۱۲-ساخت گرایی،پساساخت گرایی ومطالعات ادبی-به کوشش فرزان سجودی

۱۳-شکل گیری نظریه های ادبی معاصر (پایان نامه ی دکترا)-شیواصارمی

نکته:

ازاستادعزیزم جناب( م.رائف) که باراهنمایی ها ونقدهای ارزنده ی شان

مراموردلطف دائمشان قرارمی دهندکمال تشکررادارم.

 

+ تاريخ یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 19:1 نويسنده شیواصارمی |

 

  سعدیادورنیکنامی رفت

 

نوبت عاشقی است یک چندی

+ تاريخ دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:18 نويسنده شیواصارمی |

پرنده را،هوارا

چه اتفاقی افتاده که بامن-منی که بودن ونبودن را از یادبرده ام-

غریب گشته اند...!

درزندانی ازتن-این تن هرزه گردبه دوران رسیده-

محصورم

وهنوز

فال قهوه ی چشمهایت رامی گیرم.

 

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 17:27 نويسنده شیواصارمی |

دلم را

درچمدان نگاه هایت گذاشته ای

تابه خودم سوغاتی بدهی

مواظب باش ...

چمدانت راندزدند!

 

+ تاريخ شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 20:55 نويسنده شیواصارمی |

من عاشق نبودم

خداعشقت را

برایم پست کرد.

+ تاريخ جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 8:19 نويسنده شیواصارمی |

ای شاعربیقرارعاشق شده ای!

 باآنکه هزاربارعاشق شده ای!

چون ابر،گرفته ست دلت می بینم

درپیش توام ببارعاشق شده ای

+ تاريخ جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:38 نويسنده شیواصارمی |

Ðe$igNER