تبليغاتX
چه خون افتاددردلها...! - تاریخ گرایی نووماتریالیسم فرهنگی2

اگرتاریخ گرایی نووماتریالیسم فرهنگی تااین حدنقاط مشترک دارند،پس چگونه می توانیم آنهاراازیکدیگرمتمایزکنیم؟یکی ازنشانه هایی که آنهاراازهمدیگرمتمایز می کنداهمیت نقشی است که براندازی،یامخالفت،درهریک ازآنهابرعهده دارد.برای مثال یکی ازماتریالیستهای فرهنگی به نام (آلن سین فیلد)مدعی است آثارتاریخ گرایان نوباارائه ی یک الگوی(( بسته))ازفرهنگ،جایی برای عمل اثربخش ودگرگونی باقی نگذاشته است.

اگرچه اصطلاح تاریخ گرایی نوپیش ترنیز به کاررفته بود،امامعنای فعلی این اصطلاح درسال۱۹۸۲پدیدآمد،سالی که منتقدمشهورتاریخ گرای نو(استفن گرین بلات)این اصطلاح رابه کارگرفت تانوشته های متاخرخودودیگران درباره آثاردوره ی رنسانس رامعرفی کند.اغلب مفسران ریشه ی این اصطلاح رابه ۱۹۸۰بازمی گردانند.بااین حال تاریخ گرایی نوزمانی مصطلح شدکه (گرین بلات)کتابش به نام (شکل دادن به خوددرعصررنسانس:ازمور تاشکسپیر))رامنتشرکردویکی دیگرازتاریخ گرایان نوبه نام (لویی مونتروز)مدعی شدقدرت درژانرچوپانی{پاستورال}هم حضوردارد،ژانری که معمولا"بااعمال قدرت هیچ وجه مشترکی نداشت.مونتروزبه پیروی ازفوکوکه معتقدبود((مناسبات اجتماعی،درذات خودمناسبات قدرت هستند.))درمقاله ی ((الیزا،ملکه ی چوپانان،وچوپانی قدرت))نقش ادبیات چوپانی دوره ی الیزابتی رادر((میانجی گری نمادین مناسبات اجتماعی))بررسی کرد.

درکتاب شکل دادن به خوددرعصررنسانس:ازمور تاشکسپیر(که گرین بلات درآن شیوه ی نقدخودرا((بوطیقای فرهنگ))معرفی میکندودرپایان دهه ی ۱۹۸۰دوباره به این شیوه روی می آورد)می خوانیم((به نظرمی رسددرقرن۱۶نسبت به این موضوع که فرایندشکل گیری هویت انسانی،فرایندی قابل دخل وتصرف وساختگی است خودآگاهی فزاینده ای وجوددارد.))امااین بدان معنانیست که برای انسان های دوره ی رنسانس این امکان وجودداشته که هویتی واقعا"مستقل برای خودبسازند-یادرواقع خودشان راکامل ووبه گونه ای اصیل بسازند.

+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 11:46 نويسنده شیواصارمی |

Ðe$igNER